یان تینبرگن؛ مردی که اقتصاد را به آزمایشگاه آمار برد

در دهه‌های نخست قرن بیستم، زمانی که اقتصاد بیش از هر چیز بر نظریه، استدلال و روابط انتزاعی استوار بود، اقتصاددانی هلندی تلاش کرد زبان ریاضیات و آمار را وارد قلب علم اقتصاد کند. یان تینبرگن، نخستین برنده جایزه علوم اقتصادی به یادبود نوبل، با ساخت مدل‌های اقتصادسنجی برای اقتصاد هلند، آمریکا و بریتانیا، راهی تازه برای آزمون نظریه‌های اقتصادی و سنجش آثار سیاست‌های اقتصادی گشود؛ راهی که حتی با مخالفت چهره‌ای چون جان مینارد کینز روبه‌رو شد. کینز روش او را نوعی «کیمیاگری آماری» می‌دانست و نسبت به امکان تبدیل آن به شاخه‌ای جدی از علم اقتصاد تردید داشت. با این حال، چند دهه بعد، اقتصادسنجی به یکی از ابزارهای بنیادین پژوهش اقتصادی بدل شد؛ روایتی که زندگی علمی تینبرگن، جدال او با کینز و سرگذشت شکل‌گیری اقتصادسنجی را به یکی از فصل‌های مهم تاریخ علم اقتصاد تبدیل کرده است.

به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی سرگذشت، یان تینبرگن در ۱۲ آوریل سال ۱۹۰۳ در لاهه هلند و در خانواده‌ای اهل علم به دنیا آمد. او که اولین فرزند خانواده بود و سه برادر و یک خواهر داشت توانست در سال ۱۹۶۹ جایزه یادبود نوبل در علوم اقتصادی را به‌طور مشترک از آن خود کند. برنده دیگر آن سال راگنار فریش بود. چهار سال بعد برادر کوچک‌تر یان، نیکلاس نیز برنده نوبل پزشکی شد. او نیز همراه کارل وان فریش و کنارد لرنز برنده جایزه شد. فرزندان تینبرگن در فضایی گرم، باز و روشنفکرانه بزرگ شدند. مادرشان پیش از ازدواج فردی مستقل بود و در مدرسه ابتدایی تدریس می‌کرد. پدرشان زبان‌های سده میانی را در دانشگاه لایدن خوانده بود و با شخصیتی پر‌جذبه خانواده را اداره می‌کرد. او علاوه بر اینکه در دبیرستان تدریس می‌کرد متخصص ادبیات هلندی سده میانی بود. خانواده تینبرگن در شهر هاگ، شهری در نزدیکی ساحل هلند زندگی می‌کردند. والدین خانواده همواره ارتباط نزدیکی با معلمان بچه‌ها داشتند. یان بچه ساکتی بود که علاقه‌ای وافر به ریاضیات و علوم طبیعی داشت. در دبیرستان، او عضو گروهی شد که پس از مدرسه همدیگر را در آزمایشگاه فیزیک ملاقات می‌کردند و به انجام آزمایش می‌پرداختند. یان با اشتیاق در جلسات سخنرانی فیزیک که توسط انجمنی آموزشی برگزار می‌شد شرکت می‌کرد؛ اما او تنها در یک فضای علمی و روشنفکری رشد نکرد. او جنگ جهانی اول را به واسطه کمک مادرشان به زخمی‌ها با تمام وجود احساس کرد. تعدادی از بچه‌هایی که به واسطه حمله به بلژیک بی‌خانمان شده بودند در خانه آنان پناهگاهی می‌یافتند. جنگ تاثیر زیادی بر یان گذاشت و او همواره مخالف میلیتاریسم بود و به همین جهت چند صباحی بعد او حاضر نشد به خدمت وظیفه در ارتش هلند تن در دهد.

زندگی آکادمیک و شغلی
زندگی آکادمیک و شغلی این اقتصاددان هلندی تا حد زیادی به هم گره خورده است. یان در سال ۱۹۲۱ با رتبه ممتاز از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد. او درسش را در ریاضیات و علوم طبیعی در دانشگاه لایدن ادامه داد. او در درس‌های سال‌های آتی نیز در همان سال اول شرکت می‌کرد و در دبیرستان نیز به تدریس ریاضیات می‌پرداخت. یان درآمد حاصل از این تدریس را به صلیب سرخ هلند می‌داد تا برای کودکان روسی که با سوءتغذیه مواجه بودند، صرف شود. اندکی پس از این، یان دستیار پروفسور پل ارنفست، استاد فیزیک نظری در دانشگاه شد. با آشنایی بیشتر با این استاد و رفت و آمد به خانه‌شان، پروفسور به یان علاقه‌مند شد و از او خواست معلم سرخانه پسرش شود. او ابتدا به فیزیک علاقه‌مند شد پس از مدتی به علوم ریاضی، آمار و در انتها به علم اقتصاد گرایش پیدا کرد. یکی از دلایل این تغییر نگرش، موقعیت اقتصادی لایدِن طی دهه ۱۹۲۰ به خاطر شرایط خاص اقتصادی هلند بود. به دنبال افزایش بیکاری و فقر در سطح کشور هلند، یان تصمیم گرفت سطح زندگی مردم را بهبود بخشد و اقتصاد منطقی‌ترین راه برای تحقق این هدف بود. در سال ۱۹۴۵ پس از اتمام جنگ جهانی دوم در دفتر برنامه‌ریزی مرکزی هلند به فعالیت مشغول شد و این همکاری تا سال ۱۹۵۵ ادامه یافت. او همچنین در جلساتی که ارنفست با اینشتین بوهر، هایزنبرگ و پاولی داشت شرکت می‌کرد. به‌رغم این ملاقات‌ها با فیزیکدانان بزرگ، او در سال دوم به اقتصاد علاقه‌مند شد. این تغییر رشته، مسیر زندگی او را به کلی تغییر داد تا جایی که او خود درباره این تغییر جهت می‌گوید به خاطر منفعت شخصی به فیزیک گرایش پیدا کرده بود، به جای آنکه به دغدغه اصلی جامعه‌اش بپردازد. در آن زمان یان و همسر آینده‌اش که در دبیرستان با هم آشنا شده بودند، تصمیم گرفتند زندگی‌شان را صرف اهداف حزب کارگر سوسیال‌دموکرات کنند. ارنفست با تشویق یان به تحصیل فیزیک در دانشگاه گوتینگن در تابستان ۱۹۲۳؛ آخرین تلاش‌هایش را برای برگرداندن یان به فیزیک انجام داد. تلاشی که بی‌نتیجه بود. یان پس از چند هفته تحصیل در گوتینگن و در پی تلاش ناموفق برای ارتباط با انجمن دانشجوی محلی سوسیال کمونیست، دچار افسردگی شد.

ارنفست کاملاً مخالف علایق یان به اقتصاد نبود، در واقع او علاقه به روشی داشت که می‌توانست در هر دو رشته به کار گرفته شود. عنوان تز یان نیز تحت عنوان «مسائل حداکثر و حداقل کردن در فیزیک و اقتصاد» نشان‌دهنده این مسیر موازی در نوع نگاه یان بود. اما در نهایت دغدغه یان پیرامون عوامل فقر باعث تغییر مسیر او از فیزیک به اقتصاد شد. تینبرگن در سال ۱۹۳۱ به عنوان استاد پاره‌وقت در دانشگاه آمستردام مشغول به تدریس شد، در سال ۱۹۳۳ به مدرسه عالی اقتصاد هلند پیوست و در سال ۱۹۷۳ مقام استادی کرسی همکاری بین‌المللی دانشگاه لایدِن را کسب کرد. تینبرگن به تدریج به تحقیقات اقتصادی متمایل شد و سعی کرد نظریه‌های اقتصادی را که به زبان ریاضی بیان شده بود به محک آزمایش بگذارد. تینبرگن طی دوره اشتغال در دفتر برنامه‌ریزی هلند، تمام نیروی خود را صرف برنامه‌ریزی اقتصادی و توجه به سیاستگذاری کرد. او در کتاب‌های «‌نظریه سیاست اقتصادی‌» ۱۹۵۲، «‌تمرکز و عدم تمرکز در سیاست اقتصادی‌» ۱۹۵۴ و «‌سیاست اقتصادی: ضرورت‌ها و طرح‌ریزی‌» ۱۹۵۶ به ترویج این عقیده می‌پردازد که یک دولت باید اهداف کمی از جمله تنظیم سطح هزینه دولت، میزان مالیات‌ها یا رشد عرضه پول را مورد توجه قرار دهد. از همین رو، بهره‌گیری از این روش، به کمک ارقام واقعی اقتصاد هلند به محک تجربه گذاشته شد. بدین ترتیب کتاب «‌نظریه سیاست اقتصادی‌» تینبرگن سریعاً به یکی از پرخواننده‌ترین کتب مربوط به سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شد. تینبرگن در سال ۱۹۵۵، دفتر برنامه‌ریزی مرکزی هلند را ترک کرد و به بررسی مشکلات اقتصادی کشورهای توسعه‌نیافته و ارائه مشاوره‌های فراوان به دولت‌های مرتبط مشغول شد که از دغدغه‌های اصلی او در آن زمان محسوب می‌شد.

اقتصاد‌سنجی و سیاست
تینبرگن یکی از مهم‌ترین بنیانگذاران اقتصادسنجی و تحلیل‌های مبتنی بر ریاضیات و آمار محسوب می‌شود. معیارهای اقتصادسنجی نحوه محاسبه در حساب‌های ملی و بودجه ملی بسیاری از کشورها کاربرد پیدا کرده است. این اقتصاددان هلندی باعث توسعه و خلاقیت در اقتصادسنجی شد. او از اولین اقتصاددانانی است که مدل‌های چندمعادله‌ای را در اقتصاد مطرح کرد. تینبرگن در سال ۱۹۳۶، مدل اقتصادسنجی کلان اقتصاد هلند را به ۲۴ معادله رساند که این معادلات تشریح‌کننده روابط اقتصادسنجی کلیدی در اقتصاد، سرمایه‌گذاری تجاری، صادرات و… است. تینبرگن در سال ۱۹۳۹، مدل اقتصادی آمریکا را برای سال‌های ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۲- که دربرگیرنده ۴۸ معادله بود- نوشت. در زمان جنگ جهانی دوم نیز یک مدل مشابه برای اقتصاد انگلستان طراحی کرد. این کار آماری وی باعث ایجاد مباحثات داغی میان او و جان مینارد کینز درباره ماهیت و استفاده از اقتصادسنجی شد. ادعای کینز این بود که نظریه اقتصادسنجی صرفاً دقت کمی دادن به چیزی است که در حال حاضر واقعیت کیفی در مورد روابط اقتصادی است. تینبرگن در پاسخ کینز اظهار داشت، ضرایب رگرسیون می‌توانند به امتحان نظریه‌ها یا تا حدی پیشنهاد نظریه‌های اقتصادی جدید کمک کنند. وی برای روشن کردن این مساله از مدل‌های اقتصادسنجی کلان برای مطالعه نوسانات اقتصادی و نظریه‌های توسعه درباره دوره‌های تجاری استفاده کرد. تینبرگن پس از توسعه مدل اقتصادسنجی کلان در اقتصاد، به سوی جریان‌های سیاسی جلب شد. وی نشان داد که چگونه سیاستگذاران می‌توانند از مدل‌های اقتصاد کلان برای سنجش آثار سیاست پیشنهادی استفاده کنند و مشخص کرد چگونه مدل آماری می‌تواند به سیاستگذاران در تصمیم‌گیری سیاسی در زمان مواجهه با اهداف اقتصادی متضاد کمک کند. علاوه بر این توضیح داد، چگونه می‌توان از تحلیل اقتصادی برای کمک به برنامه‌های توسعه اقتصادی بین‌المللی جهت بهبود درآمدهای اقتصادی استفاده کرد. تینبرگن توزیع درآمد را با استفاده از رویکردی پویا به دست آورد. او علاوه بر جست‌وجوی علل توزیع درآمد جاری، علل ریشه‌ای در تغییرات توزیع درآمد در طول زمان را پیدا و این موارد را در عوامل موثر عرضه نیروی کار و تقاضای نیروی کار لحاظ کرد. به نظر این نوبلیست هلندی، تحصیلات و توسعه تکنولوژی از مهم‌ترین عوامل موثر در عرضه و تقاضای نیروی کار است.

طی دهه ۱۹۳۰، اقتصاددانان کلان موضوع فازهای مختلف را در ادوار تجاری مطالعه و توضیحات متفاوتی را برای هر کدام از فازهای مختلف تهیه کردند. علاوه بر این، به این موضوع که چگونه صرفه‌جویی‌ها به تعادل می‌رسند نیز توجه کردند، در عین حال که توجه کمی به رشد صرفه‌جویی‌ها و نوسانات طی زمان داشتند. تینبرگن توضیح خاصی از «ادوار تجاری» ارائه و نشان داد چرا و چگونه صرفه‌جویی‌ها طی زمان تغییر می‌کنند. در دهه ۱۹۳۰، یان اولین مدل اقتصادی کلان را پایه‌ریزی کرد. در این مدل دیگر تحلیل بر مبنای روابط انتزاعی قیمت‌ها و کالاها نبود، بلکه بر روابط متغیرهای کلان چون درآمد، مصرف و سرمایه‌گذاری، تمرکز شده بود. کار او بر مبنای مشاهدات آماری از مفاهیمی بود که به صورت نظری تعریف شده بودند. بعد از آن، یان دعوت شد تا همین تحلیلی را که برای اقتصاد هلند انجام داده بود برای اقتصاد آمریکا انجام دهد. مجموعه این فعالیت‌ها، منجر به مطالعه پرارزش او در سال ۱۹۳۶ شد که در آن او آمار و ریاضیاتی را برای آزمون کردن تئوری‌های چرخه تجاری برای کل دنیا ارائه می‌کرد. سوال کلیدی این مطالعه آن بود که سرمایه‌گذاری بیش از حد یا مصرف کم، کدام یک باعث ایجاد رکود می‌شود؟ یا اینکه عامل دیگری وجود دارد؟ چالشی که محتاج پاسخ بود. اما مساله آنجا بود که روش او در آن روزها معمول نبود، روشی خالی از نظریه‌های اقتصادی و تنها متکی بر اندازه‌ها و مقادیر آماری. روش یان، مبدع اقتصاد‌سنجی شد، تلفیقی از آمار و ریاضیات و اقتصاد. در این مدل، تنها کاری که نظریه‌های اقتصادی می‌کردند، ساختن فرضیه‌های صفر بود که به صورت روابط ریاضی درآمده بودند و با داده‌های آماری آزمون می‌شدند. یان معتقد بود، تحقیق اقتصادی نیازمند اقتصادسنجی است، اعتقادی که مورد جدل بود و اکنون نیز هست. جایی را که می‌توان با قطار به آن رسید با پای پیاده هم می‌توان رفت. در مورد یک مساله، اقتصادسنجی و اقتصاد تشریحی شاید به نتیجه یکسانی برسند، اما اولی کاراتر است. مخالفان یان می‌گفتند استفاده از ریاضیات مانند سوار قطار شدن در شب است، ممکن است قطار به هدف تو برسد، اما شب است و تو نمی‌فهم%

این خبر را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

اخبار مرتبط:

آخرین اخبار:

عضویت در خبرنامه