رابرت ویلیام فوگل، اقتصاددان آمریکایی و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳، از پیشگامان رویکرد «تاریخسنجی» بود؛ روشی که با تلفیق نظریههای اقتصادی، دادههای تاریخی و تحلیلهای آماری، برداشتهای سنتی از تحولات اقتصادی گذشته را به چالش کشید. پژوهشهای او درباره نقش راهآهن در رشد اقتصادی آمریکا و ساختار اقتصادی بردهداری، مسیر تازهای در مطالعات تاریخ اقتصادی گشود و تأثیر بلندمدتی بر شیوه تحلیل تحولات اقتصادی و نهادی برجای گذاشت.
از نیویورک تا دانشگاههای برجسته آمریکا
به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی سرگذشت، رابرت ویلیام فوگل در اول ژوئیه ۱۹۲۶ در نیویورک و در خانوادهای با ریشه اوکراینی متولد شد؛ خانوادهای که پس از پایان جنگهای داخلی در سرزمین مادری خود به ایالات متحده مهاجرت کرده بودند.
او پس از ورود به دبیرستان تخصصی استایوسنت، به علوم و ریاضیات علاقهمند شد و در سال ۱۹۴۴ تحصیلات دبیرستانی خود را به پایان رساند. با این حال، علاقه اولیهاش بیشتر متوجه ادبیات و تاریخ بود. شرایط اقتصادی و پیامدهای رکود بزرگ نیز در شکلگیری دغدغههای فکری او نقش داشت و بهتدریج مسیرش را به سوی علم اقتصاد تغییر داد.
فوگل تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه کرنل ادامه داد. او در این دوره به تاریخ علاقهمند بود و اقتصاد را بهعنوان رشته فرعی انتخاب کرد؛ انتخابی که با تلاش او برای یافتن پاسخی به پرسشهایش درباره ریشه بحرانهای اقتصادی ارتباط داشت.
از گرایش به کمونیسم تا آشنایی با اقتصاد مدرن
فضای سیاسی و اقتصادی سالهای جوانی، فوگل را به اندیشههای کمونیستی علاقهمند کرد. او در مقطعی به انجمن جوانان کمونیست آمریکا پیوست و به ریاست این انجمن رسید، اما پس از حدود هشت سال فعالیت، بهتدریج در باورهای سیاسی و اقتصادی خود تجدیدنظر کرد.
تحول فکری او با ادامه تحصیل در دانشگاه کلمبیا همراه شد؛ جایی که در کلاسهای جرج استیگلر، اقتصاددان برجسته و از چهرههای اثرگذار مکتب شیکاگو، با دیدگاههای تازهای درباره اقتصاد آشنا شد. این تجربه در تغییر نگرش او به تحلیل مسائل اقتصادی نقش مهمی داشت.
فوگل پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد از دانشگاه کلمبیا، تحصیلات خود را در دانشگاه جانز هاپکینز ادامه داد و در سال ۱۹۶۳ مدرک دکترای اقتصاد گرفت. او پیش از آن نیز فعالیت دانشگاهی خود را بهعنوان استادیار در دانشگاه راچستر آغاز کرده بود.
دانشگاه شیکاگو به مهمترین پایگاه پژوهشی او تبدیل شد. فوگل در مقاطعی در دانشگاه هاروارد فعالیت کرد و در دانشگاه راچستر نیز استاد مهمان بود، اما در سال ۱۹۸۱ به دانشگاه شیکاگو بازگشت و مدیریت مرکز اقتصاد جمعیت را بر عهده گرفت. فعالیتهای علمی او در این دانشگاه، جایگاهش را در مطالعات اقتصاد تاریخی تثبیت کرد.
تاریخسنجی؛ وقتی دادهها روایت تاریخ را تغییر میدهند
یکی از مهمترین دستاوردهای فوگل، توسعه رویکردی بود که به «تاریخسنجی» یا Cliometrics شهرت دارد. این روش، ابزارهای نظری اقتصاد، آمار و اقتصادسنجی را برای بررسی رویدادها و فرایندهای تاریخی به کار میگیرد و میکوشد فرضیههای تاریخی را با دادههای قابلاندازهگیری ارزیابی کند.
در این رویکرد، روایتهای پذیرفتهشده تاریخی صرفاً به دلیل رواج یا قدمتشان معتبر تلقی نمیشوند؛ بلکه پژوهشگر باید شواهد و دادهها را بررسی کند تا میزان انطباق آن روایتها با واقعیت مشخص شود.
کتاب «راهآهن و رشد اقتصادی آمریکا» که در سال ۱۹۶۴ منتشر شد، از آثار شاخص فوگل در این زمینه بود. او در این پژوهش، نقش راهآهن را در توسعه اقتصادی ایالات متحده طی قرن نوزدهم بررسی کرد و به این نتیجه رسید که اهمیت اقتصادی راهآهن، برخلاف برداشت رایج، نباید بدون مقایسه با گزینههای جایگزین ارزیابی شود.
فوگل با استفاده از محاسبات اقتصادی و بررسی سناریوهای فرضی نشان داد که اگر راهآهن وجود نداشت، توسعه شبکههای حملونقل جایگزین، بهویژه مسیرهای آبی و جادهای، میتوانست بخشی از کارکرد آن را بر عهده بگیرد. این تحلیل که به بررسی هزینه فرصت و نقش واقعی راهآهن در رشد اقتصادی میپرداخت، بحثهای گستردهای در تاریخ اقتصادی برانگیخت.
اهمیت این اثر در آن بود که فوگل بهجای پذیرش نقش تعیینکننده راهآهن بر اساس روایتهای متداول، کوشید سهم واقعی آن را با مقایسه هزینهها و منافع اقتصادی اندازهگیری کند. این شیوه، یکی از نمونههای برجسته کاربرد روشهای کمی در بازخوانی تاریخ به شمار میرود.
اقتصاد بردهداری؛ پژوهشی بحثبرانگیز
فوگل در سال ۱۹۷۴ به همراه استنلی انگرمن، پژوهشگر تاریخ اقتصادی، کتاب دوجلدی «زمان بر صلیب: اقتصاد بردهداری سیاهپوستان آمریکا» را منتشر کرد. این اثر به یکی از بحثبرانگیزترین پژوهشهای تاریخ اقتصادی آمریکا تبدیل شد.
نویسندگان در این کتاب با استفاده از دادههای تاریخی و روشهای اقتصادسنجی، عملکرد اقتصادی نظام بردهداری در جنوب آمریکا را بررسی کردند. نتایج پژوهش آنان نشان میداد که مزارع بردهداری در جنوب، برخلاف برخی دیدگاههای پیشین، از نظر اقتصادی سودآور بودند و بهرهوری نیروی کار در آنها میتوانست از مزارع متکی بر نیروی کار آزاد در شمال بیشتر باشد.
این یافتهها به بحث درباره دوام اقتصادی نظام بردهداری دامن زد. فوگل و انگرمن استدلال کردند که بردهداری را نمیتوان صرفاً به دلیل ناکارآمدی اقتصادی، نظامی محکوم به زوال خودکار دانست و پایان آن را باید در پیوند با تحولات سیاسی، اجتماعی و جنگ داخلی آمریکا بررسی کرد.
با این حال، یافتهها و روشهای این کتاب با انتقادهای جدی روبهرو شد. برخی منتقدان نسبت به نحوه تفسیر دادهها، تعمیم نتایج و تأکید بر بهرهوری اقتصادی مزارع بردهداری اعتراض داشتند. همچنین گروهی نگران بودند که برجستهکردن سودآوری این نظام، به برداشت نادرستی درباره ماهیت آن منجر شود.
فوگل در پاسخ به این انتقادها تأکید میکرد که بررسی عملکرد اقتصادی یک نظام تاریخی به معنای تأیید اخلاقی آن نیست. از نظر او، تحلیل علمی باید بتواند واقعیتهای اقتصادی را توضیح دهد، حتی اگر نتایج آن با برداشتهای رایج سازگار نباشد.
از محاسبه سودآوری تا بررسی رنج انسانی
فوگل در سال ۱۹۸۹ کتاب «بدون اجازه یا قرارداد: صعود و سقوط بردهداری در آمریکا» را منتشر کرد. او در این اثر، ابعاد گستردهتری از نظام بردهداری را بررسی کرد و توجه بیشتری به پیامدهای انسانی و اجتماعی آن نشان داد.
این پژوهش به شرایط زندگی بردگان، بهرهکشی، وضعیت زنان باردار، مرگومیر نوزادان و فشارهای جسمی و روانی ناشی از زندگی در نظام بردهداری پرداخت. فوگل تلاش کرد نشان دهد که تحلیل اقتصادی این نظام، بدون توجه به هزینههای انسانی و رنج تحمیلشده بر افراد، تصویری ناقص از واقعیت تاریخی به دست میدهد.
این اثر همچنین نشان میداد که بررسی سودآوری اقتصادی یک ساختار تاریخی، با ارزیابی اخلاقی آن تفاوت دارد. از این منظر، پژوهش درباره کارکرد اقتصادی بردهداری نهتنها ضرورت توجه به دادهها را از میان نمیبرد، بلکه باید با شناخت پیامدهای انسانی آن همراه باشد.
عدالت اجتماعی و نقش باورهای دینی
فوگل در سال ۲۰۰۰ کتاب «چهارمین بیداری بزرگ و آینده برابریخواهی» را منتشر کرد. او در این اثر به بررسی پیوند میان جنبشهای دینی، تحولات سیاسی و تلاش برای تحقق عدالت اجتماعی در تاریخ آمریکا پرداخت.
از دیدگاه فوگل، تغییرات اجتماعی و گسترش اندیشههای برابریخواهانه را نمیتوان تنها با عوامل اقتصادی توضیح داد. باورهای مذهبی، تحولات فرهنگی و جنبشهای سیاسی نیز در شکلگیری مطالبات اجتماعی و تغییر نهادها نقش داشتهاند.
او در این پژوهش کوشید نشان دهد که چگونه موجهای بیداری دینی در تاریخ آمریکا با تغییر نگرشهای عمومی و گسترش جنبشهای اصلاحطلبانه همراه شدهاند. این رویکرد، بار دیگر توجه او به تعامل میان اقتصاد، فرهنگ و نهادهای اجتماعی را آشکار میکرد.
جایزه نوبل اقتصاد؛ تقدیر از تحول در تاریخ اقتصادی
در سال ۱۹۹۳، رابرت فوگل به همراه داگلاس نورث، اقتصاددان و پژوهشگر تاریخ اقتصادی، برنده جایزه نوبل اقتصاد شد. این جایزه به پاس نقش آن دو در بازسازی پژوهشهای تاریخ اقتصادی با استفاده از نظریه اقتصادی و روشهای کمی به آنان تعلق گرفت.
کمیته نوبل از فوگل به دلیل بهکارگیری نظریه اقتصادی و روشهای کمی برای توضیح تغییرات اقتصادی و نهادی قدردانی کرد. پژوهشهای او نشان داد که ابزارهای اقتصادسنجی و تحلیل آماری میتوانند برای ارزیابی فرضیههای تاریخی و سنجش اهمیت عوامل مختلف در تحولات اقتصادی به کار گرفته شوند.
دستاورد فوگل به یک کشف منفرد محدود نبود؛ اهمیت کار او در تغییر شیوه مطالعه تاریخ اقتصادی قرار داشت. او با طرح پرسشهای قابلاندازهگیری و استفاده از دادههای تاریخی، به گسترش رویکردی کمک کرد که بعدها در مطالعات مربوط به رشد اقتصادی، بازار کار، جمعیت و نهادها مورد استفاده قرار گرفت.
فوگل در سخنرانی نوبل خود با عنوان «رشد اقتصادی، نظریه جمعیت و فیزیولوژی: تأثیر فرایندهای بلندمدت بر سیاستگذاری اقتصادی» به رابطه میان تغذیه، وضعیت جسمانی جمعیت و رشد اقتصادی پرداخت. این موضوع بازتابدهنده بخش دیگری از پژوهشهای او درباره نقش عوامل زیستی و جمعیتی در توسعه بلندمدت اقتصاد بود.
میراث علمی رابرت فوگل
رابرت ویلیام فوگل در ۱۱ ژوئن ۲۰۱۳ در ایالت ایلینوی آمریکا و در ۸۶ سالگی درگذشت. با این حال، روش پژوهشی او همچنان در تاریخ اقتصادی اهمیت دارد.
میراث علمی فوگل را باید در تأکید او بر سنجشپذیری فرضیههای تاریخی، استفاده از دادهها و بررسی انتقادی روایتهای پذیرفتهشده جستوجو کرد. او نشان داد که تاریخ اقتصادی میتواند فراتر از توصیف رویدادها حرکت کند و با بهرهگیری از نظریهها و ابزارهای کمی، درباره علل و پیامدهای تحولات گذشته پرسشهای دقیقتری مطرح سازد.
پژوهشهای او درباره راهآهن، بردهداری، جمعیت و رشد اقتصادی، نمونههایی از تلاش برای پیوند دادن تاریخ و اقتصاد بودند؛ تلاشی که جایگاه تاریخسنجی را در مطالعات دانشگاهی تقویت کرد و بر نسلهای بعدی اقتصاددانان و مورخان اقتصادی اثر گذاشت.