گری بکر، اقتصاددان آمریکایی و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۲، سوم مه ۲۰۱۴ درگذشت. او با بهکارگیری اصول اقتصاد خرد در تحلیل پدیدههایی همچون تبعیض، جرم و مجازات، آموزش و اقتصاد خانواده، دامنه مطالعات اقتصادی را فراتر از بازار گسترش داد و با پیوند دادن رفتارهای اجتماعی به منطق اقتصادی، رویکردی تازه در تحلیل مسائل انسانی پایهگذاری کرد. بکر که در سال ۱۹۳۰ در ایالت پنسیلوانیا متولد شد، بخش مهمی از فعالیت علمی خود را در دانشگاه شیکاگو گذراند و آثارش تأثیر قابلتوجهی بر توسعه نظریه سرمایه انسانی و تحلیل اقتصادی رفتارهای اجتماعی گذاشت.
به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی سرگذشت، بکر از اقتصاددانان تأثیرگذار اواخر قرن بیستم به شمار میرفت. ویژگی اصلی رویکرد علمی او، استفاده از اصول اقتصاد خرد برای بررسی مسائل اجتماعی بود؛ رویکردی که امکان تحلیل اقتصادی موضوعاتی را فراهم کرد که پیشتر عمدتاً در حوزههای تخصصی دیگر مطالعه میشدند. اقتصاد جرم و مجازات، اقتصاد اعتیاد، اقتصاد خانواده، نظریه سرمایه انسانی و اقتصاد تبعیض از جمله حوزههایی هستند که پژوهشهای او در توسعه آنها نقش داشتند.
یکی از ویژگیهای آثار بکر، تلاش برای یافتن اصول مشترک اقتصادی در پدیدههایی بود که در ظاهر ارتباط چندانی با یکدیگر نداشتند. او نشان داد که برخی رفتارهای انسانی را میتوان با در نظر گرفتن ترجیحات افراد، محدودیتهای موجود و محاسبه هزینهها و منافع تحلیل کرد. از دیدگاه او، تصمیمهای افراد در حوزههایی مانند ازدواج، تحصیل، اشتغال و حتی ارتکاب جرم را میتوان با استفاده از چارچوبهای تحلیلی اقتصاد بررسی کرد.
اقتصاد تبعیض؛ بررسی رفتارها در بازار کار
بکر در رساله دکترای خود با عنوان «اقتصاد تبعیض» به بررسی تفاوتهای موجود در بازار نیروی کار پرداخت. او برای تحلیل تفاوت دستمزد میان کارگران سفیدپوست و سیاهپوست، مفهوم «ذائقه تبعیض» را وارد تابع مطلوبیت کارفرمایان و کارکنان کرد. این چارچوب به او امکان داد تا تبعیض را نهفقط بهعنوان یک پدیده اجتماعی، بلکه بهعنوان عاملی مؤثر بر تصمیمهای اقتصادی و عملکرد بازار کار مطالعه کند.
پژوهشهای بکر در حوزه اقتصاد خانواده نیز از آثار شناختهشده او به شمار میروند. وی خانواده را صرفاً واحدی برای مصرف کالاها و خدمات نمیدانست، بلکه آن را مجموعهای متشکل از افراد با زمان، مهارتها و دانشهای متفاوت در نظر میگرفت که برای دستیابی به مطلوبیت مشترک با یکدیگر همکاری میکنند.
این نگاه، مفهوم متعارف خانواده بهعنوان یک واحد مصرفکننده را گسترش میداد و امکان استفاده از نظریه تولید را برای تحلیل رفتار اعضای خانواده فراهم میکرد. بکر در کتاب «رسالهای درباره خانواده» این دیدگاه را بسط داد و موضوعاتی مانند ازدواج، فرزندآوری، تقسیم کار در خانواده و تخصیص زمان میان فعالیتهای مختلف را از منظر اقتصادی بررسی کرد.
جرم و مجازات از منظر محاسبه اقتصادی
یکی دیگر از حوزههای مهم مطالعات بکر، تحلیل اقتصادی جرم و مجازات بود. او در مقالهای با عنوان «جنایت و مکافات: یک رویکرد اقتصادی» به این موضوع پرداخت که افراد ممکن است ارتکاب جرم را نیز در چارچوب مقایسه هزینهها و منافع ارزیابی کنند. بر اساس این دیدگاه، تصمیم فرد به ارتکاب جرم میتواند تحت تأثیر عواملی مانند منافع احتمالی، احتمال دستگیری، شدت مجازات و میزان خطرپذیری قرار گیرد.
بکر در اواخر دهه ۱۹۶۰، با طرح این رویکرد، بر ضرورت بررسی رابطه میان هزینههای اجتماعی جرم و منابع اختصاصیافته به پیشگیری و مجازات تأکید کرد. در چارچوب نظری او، سیاستهای مقابله با جرم باید با توجه به هزینهها و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آنها ارزیابی شوند. این دیدگاه به گسترش مطالعات اقتصادی درباره رفتار مجرمانه و سیاستهای کیفری کمک کرد.
سرمایه انسانی و نقش آموزش در اقتصاد
آموزش و سرمایه انسانی نیز از موضوعات مهم در اندیشه اقتصادی بکر بودند. او آموزش را یکی از عوامل مؤثر بر افزایش مهارت، بهرهوری و توانایی کسب درآمد افراد میدانست و بر ارتباط میان سرمایهگذاری در آموزش و پیامدهای اقتصادی آن تأکید داشت.
بکر در تحلیل خود، میان آموزش رسمی در مدارس و دانشگاهها و آموزشهای تخصصی در محیط کار ارتباط برقرار میکرد. از این منظر، مدارس و بنگاهها هر دو در شکلگیری مهارتهای نیروی کار نقش دارند و در برخی زمینهها میتوانند مکمل یا جایگزین یکدیگر باشند. برای مثال، بخشی از مهارتهای حرفهای ممکن است در دانشگاه فراگرفته شود و بخشی دیگر از طریق تجربه و آموزش حین کار شکل بگیرد.
در همین زمینه، راجرز و راچلین در اثری که در سال ۱۳۷۰ منتشر شده است، به نقل از بکر به تفاوت نقش مدارس و بنگاهها در تولید آموزش و مهارت اشاره کردهاند (ص. ۲۵۰).
تأثیر اندیشههای بکر بر مطالعات اجتماعی
نظریههای بکر بر شیوه تحلیل مجموعهای از مسائل اجتماعی تأثیر گذاشتند. او با استفاده از ابزارهای اقتصاد خرد، موضوعاتی مانند انتخاب همسر، تصمیمگیری درباره تعداد فرزندان، ارتکاب جرم، آموزش کارکنان و برنامههای رفاهی را در چارچوبی مشترک بررسی کرد.
یکی از همکاران او درباره رویکردش گفته است که اقتصاد معمولاً از دنیای واقعی فاصله میگیرد، اما بکر آن را دوباره به زندگی واقعی پیوند داده است. این ارزیابی به ویژگی برجسته کار او اشاره دارد: استفاده از مفاهیم اقتصادی برای توضیح رفتارهایی که لزوماً در بازار کالا و خدمات رخ نمیدهند.
پورهمایون نیز در بررسی اندیشههای بکر، به تأثیر نظریههای او بر تحلیل موضوعاتی همچون خانواده، جرم، آموزش و سیاستهای رفاهی اشاره کرده است (ص. ۴۲۸).
گری بکر با گسترش کاربرد اقتصاد خرد به حوزههای مختلف زندگی اجتماعی، به شکلگیری رویکردی میانرشتهای در مطالعات اقتصادی کمک کرد. آثار او نشان دادند که ابزارهای تحلیل اقتصادی، در کنار سایر رویکردهای علوم اجتماعی، میتوانند برای بررسی طیف گستردهای از تصمیمها و رفتارهای انسانی به کار گرفته شوند.
بکر با گیتی نشأت، از دانشگاهیان ایرانی و فارغالتحصیل دکترای تاریخ دانشگاه شیکاگو که بهعنوان استاد تاریخ دانشگاه ایلینوی فعالیت داشت، ازدواج کرده بود. از آثار علمی مشترک این دو میتوان به کتاب «اقتصاد زندگی» اشاره کرد.