علی خسروشاهی، زاده ۱۲۹۰ در خسروشاه تبریز، از چهرههای اثرگذار صنعت ایران در قرن بیستم بود؛ تاجری که رؤیای ایجاد یک صنعت غذایی مدرن را از سفرهایش به اروپا با خود به ایران آورد و در سال ۱۳۳۸ با تأسیس «شرکت سهامی خاص خوراک ایران»، سنگبنای گروه صنعتی مینو را گذاشت. از تولید نخستین تافی و ویفر تا عرضه پفک نمکی، توسعه کارخانه خرمدره و راهاندازی نظام پخش مویرگی، مسیر فعالیت او بخشی از تاریخ صنعتیشدن صنایع غذایی ایران را روایت میکند؛ مسیری که پس از انقلاب با واگذاری مدیریت مینو به دولت و مهاجرت خسروشاهی در سال ۱۳۵۹ به نقطهای تراژیک رسید، اما میراث صنعتی و مدیریتی او همچنان در صنعت غذای ایران و شبکه پخش کشور ادامه یافت.
به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی سرگذشت، در تاریخ صنعت ایران، نام برخی کارآفرینان با یک کارخانه یا یک محصول گره خورده است؛ اما نام علی خسروشاهی با مجموعهای از تغییرات در صنعت غذا، تولید صنعتی و نظام توزیع کالا پیوند دارد. او در نیمه دوم قرن چهاردهم شمسی، در دورهای که بخش مهمی از مواد غذایی در کارگاههای سنتی تولید میشد و بسیاری از محصولات مدرن از خارج وارد کشور میشد، تلاش کرد الگویی متفاوت از تولید صنعتی را در ایران ایجاد کند. حاصل این تلاش، شکلگیری گروه صنعتی مینو و توسعه مجموعهای از محصولات و شیوههای مدیریتی بود که بخشی از خاطرات مصرفی چند نسل از ایرانیان را ساخت.
بر اساس منابع منتشرشده، علی خسروشاهی در سال ۱۲۹۰ شمسی در خانوادهای با سابقه تجارت در تبریز به دنیا آمد. خانواده خسروشاهی از اواخر دوره قاجار در تجارت و فعالیتهای اقتصادی حضور داشتند و در بازارهای تبریز و تهران فعالیت میکردند. علی نیز از نوجوانی وارد فضای کسبوکار خانوادگی شد و بهتدریج تجربه تجارت را در کنار فعالیتهای صنعتی به دست آورد.
از تجارت به صنعت
نخستین تجربه صنعتی مهم علی خسروشاهی به همکاری او و برادرش حسن با شرکایی دیگر در کارخانه نساجی آذربایجان در قزوین بازمیگردد. این تجربه اگرچه موفقیت پایدار اقتصادی برای شرکا به همراه نداشت، اما برای علی خسروشاهی تجربهای مهم در شناخت صنعت و تولید بود. پس از پایان این همکاری، مسیر فعالیت اقتصادی برادران از یکدیگر تا حدودی جدا شد و علی بیشتر به حوزه تجارت و نمایندگی محصولات خارجی روی آورد.
خسروشاهی در سالهای بعد نمایندگی برخی شرکتهای خارجی را در ایران برعهده گرفت. آشنایی نزدیک با بازار مصرف و مشاهده کارخانههای مدرن در سفرهای خارجی، به تدریج ایده راهاندازی یک کارخانه مدرن مواد غذایی را در ذهن او شکل داد. در آن زمان، بخش مهمی از بازار مواد غذایی ایران در اختیار تولیدکنندگان سنتی بود و محصولات صنعتی جدید نیز سهم قابل توجهی از طریق واردات تأمین میشد.
همین تجربه، نقطه آغاز مسیری شد که چند سال بعد به تأسیس مینو انجامید.
تولد مینو
در سال ۱۳۳۸، علی خسروشاهی شرکت «سهامی خاص خوراک ایران» را تأسیس کرد. فعالیت تولیدی این مجموعه در ۱۶ آبان همان سال آغاز شد و بعدها نام «پارس مینو» به یکی از شناختهشدهترین نامهای صنعت غذایی ایران تبدیل شد.
خسروشاهی در همان سال توانست نمایندگی توزیع پودر لباسشویی «تاید» را از شرکت هنکل آلمان دریافت کند. پس از آن نیز با دریافت مجوز تولید محصولات تحت لیسانس شرکت بوتس، مسیر توسعه تولید صنعتی را ادامه داد.
مینو کار خود را با تعداد محدودی نیروی انسانی و تولید محصولاتی مانند آبنبات و تافی آغاز کرد. نخستین محصولات با مشکلات فنی و تولیدی نیز مواجه بودند، اما اصلاح تدریجی فرآیند تولید و شناخت رفتار مصرفکنندگان باعث شد محصولات مینو به سرعت جای خود را در بازار باز کنند.
یکی از ویژگیهای مدیریتی خسروشاهی، توجه به قدرت خرید مشتری بود. او در طراحی و عرضه محصولات، قیمت و اندازه بستهبندی را متناسب با توان خرید مصرفکننده در نظر میگرفت؛ رویکردی که در عرضه محصولات کوچک و ارزانقیمت، بهویژه برای کودکان، اهمیت زیادی داشت.
ویفر؛ محصولی که بازار را تغییر داد
یکی از نقاط عطف تاریخ مینو، ورود ویفر به بازار ایران در اوایل دهه ۱۳۴۰ بود. خسروشاهی برای توسعه این بخش از تولید، از بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران تسهیلات دریافت کرد. روایتهای منتشرشده از فریدون علاقبند، از کارشناسان وقت بانک، نشان میدهد که خسروشاهی حتی در زمان ارزیابی طرح، از افشای نام محصول خودداری میکرد تا رقبا از برنامه تولید او مطلع نشوند. پس از آغاز تولید، نمونههای ویفر برای بانک ارسال شد تا محصول نهایی طرح مشخص شود.
این ماجرا تصویری از شیوه فعالیت خسروشاهی ارائه میدهد: ترکیبی از توسعه صنعتی، شناخت بازار و تلاش برای حفظ مزیت رقابتی.
دهه طلایی مینو
دهه ۱۳۴۰ را میتوان دوره جهش مینو دانست. شرکت بهتدریج خطوط تولید جدیدی برای آدامس، بیسکویت، شکلات و دیگر محصولات غذایی راهاندازی کرد. برخی محصولات نیز با دریافت مجوز از شرکتهای خارجی و تحت لیسانس آنها تولید میشدند.
همزمان، خسروشاهی به فناوری تولید اهمیت زیادی میداد. ماشینآلات مورد استفاده در کارخانه از کشورهای مختلف خریداری میشد و محدودیت او به یک کشور یا یک تأمینکننده خاص نبود. تجهیزات تولید از آلمان شرقی، آلمان غربی و انگلستان و ماشینآلات بستهبندی از کشورهای اروپایی تهیه میشدند.
این رویکرد به تدریج مینو را از یک کارخانه کوچک به یک مجموعه صنعتی بزرگ تبدیل کرد.
پفک نمکی؛ محصولی که ماندگار شد
یکی از مشهورترین محصولات مینو، پفک نمکی بود. خسروشاهی در سفرهای خارجی محصولات مختلف را بررسی میکرد و نمونههایی را برای مطالعه به ایران میآورد. یکی از این محصولات، نوعی اسنک شور بود که نمونه خارجی آن در بازار آمریکا عرضه میشد.
نام «پفک نمکی» نیز بر اساس خاطرهای که از حسن خسروشاهی نقل شده، از ترکیب نام یک شیرینی قدیمی به نام «پفک» و ویژگی شور بودن محصول شکل گرفت.
پفک نمکی بعدها به یکی از شناختهشدهترین محصولات مینو و یکی از نمادهای محصولات غذایی صنعتی در ایران تبدیل شد.
حرکت از تهران به خرمدره
گسترش فعالیت مینو در نهایت نیاز به فضای صنعتی بزرگتری ایجاد کرد. از سوی دیگر، سیاستهای وقت برای تمرکززدایی صنعتی و محدود کردن توسعه واحدهای صنعتی در اطراف تهران، زمینه انتقال بخشی از فعالیتها به خارج از پایتخت را فراهم کرد.
گروه صنعتی مینو در سال ۱۳۵۲ زمینی در خرمدره زنجان خرید و برنامه ایجاد یک مجموعه صنعتی بزرگ را در این منطقه آغاز کرد. این مجموعه در سال ۱۳۵۴ به بهرهبرداری رسید و با توسعه خطوط تولید، به یکی از مهمترین مراکز صنعتی منطقه تبدیل شد.
راهاندازی کارخانه خرمدره تنها به ایجاد خطوط تولید محدود نماند. توسعه مجموعه به ایجاد زیرساختهای مسکونی و خدماتی برای کارکنان و متخصصان نیز انجامید و به تدریج نقش اقتصادی مینو در منطقه افزایش یافت.
در سال ۱۳۵۶، خطوط تولید بیسکویت در خرمدره توسعه یافت و شمار کارکنان مجموعه به بیش از دو هزار نفر رسید؛ رقمی که نشاندهنده ابعاد فعالیت مینو در سالهای پایانی دهه ۱۳۵۰ بود.
پدر پخش نوین
میراث علی خسروشاهی تنها در کارخانه و ماشینآلات خلاصه نمیشد. یکی از مهمترین جنبههای فعالیت او، توجه به نظام فروش و توزیع بود.
گسترش تولید صنعتی بدون شبکه توزیع کارآمد امکان موفقیت نداشت. خسروشاهی به همین دلیل نظامی منسجم برای رساندن محصولات از کارخانه به فروشگاهها ایجاد کرد و توسعه پخش مویرگی را در دستور کار قرار داد. بعدها شرکتهای فعال در شبکه توزیع محصولات مینو، از جمله قاسم ایران، به بخش مهمی از صنعت پخش کشور تبدیل شدند.
از همین رو، در روایتهای مربوط به تاریخ صنعت ایران، از علی خسروشاهی بهعنوان یکی از پایهگذاران نظام فروش و توزیع مدرن در کشور یاد شده است.
در کنار توسعه بازار داخلی، صادرات نیز مورد توجه قرار گرفت. شرکت صادراتی «پرسوئیس» در سال ۱۳۴۹ با هدف تخصصیتر کردن صادرات محصولات مینو تأسیس شد.
تحولات مینو پس از پیروزی انقلاب
پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ مسیر بسیاری از بنگاههای بزرگ اقتصادی ایران را تغییر داد. گروه صنعتی مینو نیز از این تحولات در امان نماند.
در ماههای نخست پس از انقلاب، وضعیت مالکیت و مدیریت کارخانه درگیر تحولات سیاسی و اجتماعی شد. بر اساس اسناد و روایتهای منتشرشده، در ۲۹ بهمن ۱۳۵۸ علی خسروشاهی در کارخانه با اعتراض و گروگانگیری کارگران مواجه شد. چند هفته بعد، در فروردین ۱۳۵۹، با تصمیم شورای انقلاب و وزارت صنایع، اداره کارخانجات گروه صنعتی مینو به وزارت صنایع سپرده شد.
این تصمیم عملاً پایان دوره مدیریت مستقیم علی خسروشاهی بر مجموعهای بود که بیش از دو دهه برای ساختن آن تلاش کرده بود.
خسروشاهی در سال ۱۳۵۹ از ایران خارج شد و سرانجام در خارج از کشور اقامت گزید. منابع درباره مقصد و مسیر مهاجرت او روایتهای متفاوتی دارند، اما در مورد پایان فعالیت مستقیم او در مینو و درگذشتش در سال ۱۳۷۷ اتفاق نظر وجود دارد. او در ۸۷سالگی در لوزان سوئیس درگذشت.
مینو پس از خسروشاهی
پس از خروج خسروشاهی، فعالیت مینو تحت مدیریت دولتی ادامه پیدا کرد. شرکت در سالهای بعد همچنان توسعههایی را تجربه کرد و شرکت قاسم ایران نیز در سال ۱۳۶۲ در این مجموعه شکل گرفت.
در سال ۱۳۷۳، گروه صنعتی مینو در چارچوب توافقی به شرکت اقتصادی و خودکفایی آزادگان واگذار شد. این انتقال، دوره تازهای را در حیات مینو آغاز کرد و مجموعه بار دیگر مسیر توسعه و گسترش فعالیتهای خود را دنبال کرد.
مینو در دهههای بعد نیز با توسعه خطوط تولید و ورود به حوزههای جدید، جایگاه خود را در صنعت غذایی کشور حفظ کرد.
سرنوشت خانواده خسروشاهی؛ از صنعت ایران تا کسبوکار جهانی
داستان خاندان خسروشاهی با خروج اعضای خانواده از ایران پایان نیافت. برخی اعضای این خانواده پس از مهاجرت، فعالیتهای اقتصادی خود را در کشورهای دیگر ادامه دادند.
حسن خسروشاهی، برادر علی، پس از مهاجرت به کانادا فعالیت اقتصادی خود را ادامه داد و شرکت زنجیرهای «فیوچر شاپ» را در سال ۱۳۶۱ راهاندازی کرد. این مجموعه در سالهای بعد به یکی از بزرگترین فروشگاههای زنجیرهای لوازم الکترونیکی کانادا تبدیل شد.
نسل بعدی خانواده نیز وارد عرصه فناوری شد. دارا خسروشاهی، از اعضای نسل بعد این خاندان، در سال ۲۰۱۷ به مدیرعاملی اوبر رسید. پیش از آن نیز مدیرعامل شرکت اکسپدیا بود.
به این ترتیب، داستان خانواده خسروشاهی از بازار و تجارت تبریز و تهران آغاز شد، به کارخانههای دارویی و غذایی و تولید صنعتی در ایران رسید و بخشی از اعضای نسل بعد را به شرکتهای بزرگ فناوری در آمریکای شمالی رساند.
پنکهای که جای یک و نیم میلیون دلار را گرفت
در خاطرات منسوب به علی خسروشاهی، روایت جالبی از شیوه مدیریت او نقل شده است. یک کارخانه شکلاتسازی سوئیسی متوجه شده بود که گاهی دستگاههایش بستهبندی خالی تولید میکنند. مهندسان آن شرکت پس از بررسی، راهحلی مبتنی بر فناوری لیزری طراحی کرده بودند که هزینهای حدود یکونیم میلیون دلار داشت.
خسروشاهی که متوجه شد دستگاههای مورد استفاده در کارخانه او نیز ممکن است با همین مشکل مواجه باشند، دستور بررسی داد. سرانجام مشخص شد یکی از کارگران کارخانه برای حل مشکل، پنکهای در مقابل دستگاه قرار داده تا بستههای خالی را با جریان باد از خط تولید خارج کند.
خسروشاهی در روایت این خاطره، به جای سرزنش کارگر، از خلاقیت او تقدیر میکند و برایش پاداش و خانه در نظر میگیرد.
صرفنظر از جزئیات این خاطره و میزان قابلیت تعمیم آن، روایت مذکور تصویری از نوع نگاه مدیریتیای ارائه میدهد که در خاطرات مربوط به خسروشاهی برجسته شده است: استفاده از راهحلهای ساده، توجه به تجربه کارکنان و پرهیز از هزینههای غیرضروری.
خانهها و ردپای خسروشاهی در تهران
ردپای خانواده خسروشاهی تنها در کارخانهها و شرکتها باقی نمانده است. خانههای علی خسروشاهی در تهران نیز بخشی از این میراث هستند.
یکی از خانههای او در نزدیکی میدان فردوسی قرار داشت و بعدها به محل فعالیتهای اداری مرتبط با مجموعههای اقتصادی خانواده تبدیل شد. خانه دیگر در جماران قرار داشت؛ باغی بزرگ که پس از انقلاب بخشی از آن تغییر کاربری داد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، بخشی از باغ جماران بعدها در اختیار نهادهای عمومی قرار گرفت و بخش دیگری نیز برای کاربری شهری مورد استفاده قرار گرفت.
سرنوشت این املاک، مانند سرنوشت بسیاری از داراییهای متعلق به صاحبان صنایع پیش از انقلاب، بخشی از تاریخ پرتحول مالکیت خصوصی و صنعتی در ایران پس از انقلاب است.
میراث یک صنعتگر
علی خسروشاهی در سال ۱۳۷۷ درگذشت؛ اما نام او در تاریخ صنعت غذایی و پخش ایران باقی ماند.
اهمیت او را نمیتوان تنها در تعداد کارخانهها یا محصولاتی که تولید کرد خلاصه کرد. او در دورهای که تولید صنعتی مواد غذایی در ایران هنوز در حال شکلگیری بود، تلاش کرد زنجیرهای نسبتاً کامل از تولید، بستهبندی، بازاریابی، فروش و توزیع ایجاد کند.
تافی، ویفر، بیسکویت، شکلات، آدامس و پفک نمکی از جمله محصولاتی بودند که در دوره فعالیت مینو به بخشی از زندگی روزمره ایرانیان راه یافتند. اما شاید مهمتر از خود محصولات، الگویی بود که پشت تولید آنها قرار داشت: سرمایهگذاری در ماشینآلات، توجه به فناوری، شناخت مصرفکننده، آموزش نیروی انسانی، توسعه شبکه توزیع و تلاش برای گسترش بازار.
از این منظر، داستان علی خسروشاهی تنها داستان تأسیس یک کارخانه نیست؛ داستان یک دوره از صنعتیشدن ایران است. دورهای که در آن گروهی از بازرگانان سنتی تلاش کردند از تجارت وارد عرصه تولید شوند و برخی از آنان توانستند بنگاههایی بسازند که آثارشان دههها پس از پایان فعالیت بنیانگذارانشان نیز باقی بماند.
مینو یکی از همین نمونههاست؛ کارخانهای که از یک مجموعه کوچک در تهران آغاز شد، به خرمدره رسید، هزاران نفر را به کار گرفت، محصولاتش را به بازارهای خارجی فرستاد و نظام توزیع خود را توسعه داد.
و در مرکز این روایت، علی خسروشاهی قرار دارد؛ صنعتگری که زندگی حرفهایاش از بازار آغاز شد، در کارخانه به اوج رسید، با تحولات سیاسی سالهای پس از انقلاب از ایران جدا شد و سرانجام، میراثش در قالب کارخانه، برند، شبکه توزیع و نسلی از مدیران و کارآفرینان ادامه پیدا کرد.